چهارشنبه 9 مرداد 1387 , ساعت 7:44 عصر
فرخ بعد از اين که از توطئه ي پدر خانمش اطلاع مي يابد و با او دعوايش مي شود، به محل کار مي رود.
پشت ميز نشسته و به شدّت مشغول حساب و کتاب است.
شاگرد: ببخشيد آقا مشغول چه کاري هستيد؟
فرخ: گاهي لازم است انسان، دارايي ها و بدهي هايش را حساب و کتاب کند، ببيند بدهي هايش بيشتر است يا سرمايه اش؟
همين يک جمله کافي است تا انساني را يک عمر بسوزاند و دگرگون کند.
از سريال ترانه ي مادري همين ما را بس!
نويسنده احمد | نظر شما [ نظر]
دوشنبه 24 تير 1387 , ساعت 8:16 عصر
امتياز اين وبلاگ با همه ي محتوياتش به احمد واگذار گرديد.

صفحه در حال بارگيري است. لطفا چند روز صبر نماييد!
نويسنده احمد | نظر شما [ نظر]
ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
















